تبليغاتX
فردای من

فردای من

روز نوشت های یک هفده ساله

اصلا مرگ یعنی چی به چی می تونیم تغبیرش کنیم.

خوبه بده خوشگله ترسناکه. خیلی بده که فکر کنی نیم ساعت یا یک ساعت دیکه زنده نیستی.

اون وقت چی کار میکنی.مرگ مثل برداشت محصول می مونه مثل یک خواب رویای می مونه .

البته باید در نظر داشته باشیم که این مرگ رو چه طوری برای خودمون درست میکنیم.

وای ی ی ی

چه دونیای عجیبی داریم.بعد از این چند هفته امدم آپ کنم ببین از چی مینویسم.

خدارو چه دیدی شاید تا چند روز یا چند ساعت دیکه من یا شما ها یا هر کس دیکه ای زنده نباشه

کی از دو ثانیه دیکش خبر داره.

من بر بالین نرم فرشته ای گلی در بقل کرفتم و ان را بوییدم و ارام خفتم.

خوب دیکه ممکنه تاثیرات امتحانات باشه.

موفق باشید .برای همتون دعا میکنم.تا از همهی امتحاناتتون خوب و سر بلند بیرون بیایین.

شاد باشید دوستان عزیز.

                                                       

 یک سیستم نظر سنجی هم در وبلاگ ام کذاشتم اکه خواستین توش شرگت کنید.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت16:40توسط تیغ کاکتوس | |

چرا انقدر امتحان میگیرن.اخه

من نمی دونم از چی بنویسم اخه حسش نیست.

بذارین از برنامه ی فردا بگم یکمی بخندیم.

۴تا زنک داریم با ۳زنک امتحان.

همه هنک کردن خدا خودش تو خرداد کمکمون کنه.

برای هم دعاکنیم.دعا میکنیم.

+نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت21:44توسط تیغ کاکتوس | |

سلام

ممکنه تا مدتی نتونم بر روی پر سفید این دفتر وبلاگی

مطلبی بنویسم.

به خاطر امتحانات و کم بودن وقت.

شاد و سلامت باشید.

+نوشته شده در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386ساعت21:24توسط تیغ کاکتوس | |