|
زیبا ترین روح من زیبا ترین قلب من زیبا ترین خالق زیبا ترین نور زیبا ترین امید زندگی زیبا ترین واژه ی زندگی زیبا ترین عشق و دوستی. عشق من خدا.
این نگاه من است که با نگاهش تمام اشک و عشق و دوست داشتن را نشان می دهد.
این زبان من است که با سکوتش میکه همواره در من هستی. این لبان قفل شده ی من است که نمی تونه حرف دلش را بزند دوستی هارا از بین نبرید چون بهترین لحظات عمر مان را با آنها سپری می کنیم و باید قدر این روز ها را دانست.
هو هو چی چی .
بازی بچه کانه.پشت سر هم .لباس های هم رو می کیریم و راه می ریم. یکی میشه راننده.بقیه مسافر. هوهو چی چی . ریل قطار. صدای سوت قطار. بچه هایی که با مسافر ها بای بای می کنند. قطاری که نمیشه فهمید چند ساعت یک بار از اونجا رد میشه .از بین درخت ها. جاده خلوته.کسی رو نمیبینم.حتی اسب سوار هم در بیشه زار نیست. روی ریل قطار راه می روم.سنک ها رو جابه جا میکنم. یک مردی رو از دور دیدم. به سمتش دویدم. رو ی ریل خوابیده. اخه چرا؟ به غروب آفتاب نکاه کردم.نزدیک امدن قطار بعدی بود. مرد رو صدا زدم.آقا .آقا.ببخشید آقا.... مرد بدون هیچ حرفی چشماش رو باز کرد و من رو دید. من گفتم الان قطار بعدی از را ه میرسه. مرد گفت می دونم. من گفتم نمی خواید از اینجا بلند شید.گفت نه.گفتم چرا.گفتم چون می خوام بمیرم.من گفتم یعنی می خوایید رو حتون سر کردان بشه.این خودکشیه. مرد گفت می خوام برم پیشش.گفتم پیش کی گفت پیش کسی که تا امدم بفهمم کیه از پیشم رفت.یک عزیز.من فهمیدم که زنش رو میکه.اما اون مرد با این کارش خودکشی میکردو پیش زنش نمی رفت. من پرسیدم خیلی دوسش داشتی .جواب داد اره خیلی . من گفتم ولی این راهش نیست.مرد به من جواب داد تو کی هستی که به من کیر می دی. بذار بمیرم.من رفتم گشیش را صدا زدم. کشیش از من بزرکتر بود . همه حرفش رو قبول می کردن. گشیش کمی با مرد حرف زد. مرد کریه کردو از روی ریل قطار بلند شد .من نمی دونم اونا به هم چی گفتن اما هر چی بود به این موضوع خط شد که مرد از روی ریل قطار بلند شد و مانع رفت قطار نشد. من برای بر کشتن به خونه یک مقداری گل رز وحشی چیدم و به سمت خونه رفتم. دیکه نزدیک شب بود.با سر عت خودم رو به خونه رسوندم.و شب موقع خوابیدن. صدای سوت قطار را شنیدم.صدایی که به هیچ مانعی بر خورد نکرد. پش نباید هیچ وقت نا امید شد. شاد و خرسند باشید.
تولد دوباره تولد اخ جون تولد تولد خواهر گلم زینب جونم مبارک. ۱۲ فروردین. دیکه نمی کم چند ساله شد چون ممکنه دوست نداشته باشه بگم. هه هه چه روز خوبی هم به دنیا امد اخ جون ناهار مهمون زینبیم. روز تولدم من خوانواده رو مهمون کردم ناهار هالا وقت زینب شد اخ جون شیکمو شدم. صد سال به این سالها و خوشی وای فردا رو بگو ۱۳به دره .بعدش مدرسه ها باز میشه. ولی فردا خوش میکذره چون ما کلی مهمون داریم.اخ جون مهمون انشا اله تولد شما ها . تا تونستم آدمک کذاشتم.هه هه . سال عالی داشته باشید؟. راستی تا می تونید سبزه کره بزنید تا بختتون باز بشه.شوخی بود.
امروز یک روز عالیه
چون تولدمه تولدم مبارک امروز ۷ فروردین روز سه شنبه است. وای خدایای یکمی بزرک شدم. رفتم تو ۱۵ سال هالا ۱۵ سال کامل ام. امروز روزیه که یک فرشته ی کوچولو مثل بقیه پا هاشو تو زمین کذاشت و چشم باز کرد. تولدت مبارک فاطمه جون تعریف از خود نباشد.
سلام
سال نو مبارک وقتی که امروز می توانی دوست داشته باشی.اجازه نده که آسیب های گذشته تو را بترساند. Don’t let past hurts scare you away.when you could be loved today. مایکل استار دوست داشتن یعنی انتقاد پذیر بودن. To love at all is to be vulnerable. سی.اس.لوئیس دوست کسی است که مارا خوب بشناسد ودر هر حالتی دوستمان داشته باشد. A frind is one who knows us but loves us anyway. فرانک جروم کامینگز
|
About![]()
سعادت بودن با آدم ها
Home
|