تبليغاتX
فردای من

فردای من

روز نوشت های یک هفده ساله

             می خواهم

برای یک بار هم که شده چشمام رو

باز کنم وبه دنیای اطراف ام خوب

نگاه کنم.

و همه چیز را درست ببینم

شماهم امتحان کنید.

بد نیس.

فقط باید چشما مون رو باز کنیم

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت19:42توسط تیغ کاکتوس | |

تیز باد

تندو پر قدرت

سریع همچون عقاب

زمین زیر پایش به لرزه می آید

باد با صدای پای او هم خوانی می کند

صدایش سکوت را شکسته وسرور می آورد

او تیز باد ُاسب پر قدرت جنگل وحشی است

که می تازد.

وهمه را به ول وله می اندازد

آنقدر سرحال است که می تواند سریعتی از

  آنچه که فکرش را می کنید به تازد

وکاهی همچون عقاب به پر واز در آید

با تکان دادن دم یا شیحه ی خود و یا

کوبیدن سوم خود بر زمین می تواند

نشانه ی علامتی یا حرفی باشد.

اسب باهوش تر از آن است که

 ما فکرش را می کنیم

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت9:57توسط تیغ کاکتوس | |

سلام

سلام به دوستان این وبلاگ

می خواستم بکویم که

تمام نوشته ها مال مال مخصوص

خودم است

باتشکر

اشتباهی پیش نیاید.

و در نوشتن این ها کسی

کمک نکرده است.

+نوشته شده در جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت22:30توسط تیغ کاکتوس | |

 

اولین نگاه

 

من درون توهستم

 

درون وجود تو

 

در نگاه تو

 

در آرامش وسکوت تو

 

در لحظه لحظه ی زندگی ات

 

حال چرا من را در نمی یابی

 

تا از این سر کردانی در بیایی

 

من همه جا هستم

 

کافی است من را

 

از درون خود صدا زنی

 

تا من را حس کنی

 

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت10:39توسط تیغ کاکتوس | |

 

عیدتان مبارک

+نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت11:14توسط تیغ کاکتوس | |

رعدو برق


باران


غرش ابر ها


صاعقه


دعا ها بر هوا مي خيزد


کودکي در گوشه ي ديوار گز مي کند.


تق،تق


مثل اين است که


کسي


به پنجره مي گوبد


اين با ران است


کودکي در خواب است


خواب بزرگ شدن مي بيند


خواب زيبايي


کودکي ديگر ماتم زده


به ديوار نگاه مي کند.


انگار مي خواهد حرفي زند


اما کسي صدايش را نمي شنود


نوزادي گر يه اش بر مي خيزد


ودستان مهربان آن را در آغوش مي کيرد


اما کيست که قدر اين لحضه ها را بداند.

+نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت11:10توسط تیغ کاکتوس | |

با گفتن این کلمه

شما ها چه می گویید.

من که هستم .

آیا تا به حال خود را شناخته اید.

یا از خود پر سیده اید که که هستید.

ودرون وجود خود چه چیزی دیده اید

+نوشته شده در شنبه چهارم شهریور 1385ساعت19:11توسط تیغ کاکتوس | |