فلسفه هر یک از اجزای سفره 7سین و 7شین!سیمرغ: عاملى که "نوروز" را از دیگر جشنهاى ایران باستان جدا کرد و باعث ماندگارى آن تا امروز شد "فلسفه وجودى نوروز" یعنی زایش و نو شدنى است که در طبیعت دیده مى شود.
شک نیست یکى از نمودهاى زندگى جمعى، برگزارى جشنها و آیینهاى گروهى است، گردهم آمدنهایى که به نیت نیایش و شکرگزارى و یا سرور و شادمانى شکل مى گیرند.
بر همین اساس جشنها و آیینهاى جامعه ایران را هم مى توان به سه گروه عمده تقسیم بندى کرد: جشنها و مناسبتهاى دینى و مذهبى، جشنهاى ملى و قهرمانى و جشنهاى باستانى .
نوروز از جشنهای باستانی ایران است که چون مبنای آن تازگى بخشیدن به طبیعت و روح انسان است، پایدار ماند و جاودان است.
یکی از ارکان اصلی نوروز، چیدن سفره هفت سین برای جمع شدن بر گرد آن به هنگام تحویل سال است . در بسیارى از منابع آمده است که "هفت سین" نخست "هفت شین" بوده و بعدها به "سین" تغییر یافته است.
هفت شینها
شمع، شیرینى، شهد (عسل)، شمشاد، شربت و شقایق یا شاخه نبات، اجزاى تشکیل دهنده سفره هفت شین بودند. برخى دیگر به وجود "هفت چین" در ایران پیش از اسلام اعتقاد دارند. در زمان هخامنشیان در نوروز به روى هفت ظرف چینى غذا مى گذاشتند که به آن هفت چین یا هفت چیدنى مى گفتند.
بعدها در زمان ساسانیان هفت شین رسم متداول مردم ایران شد و شمشاد در کنار بقیه شینهاى نوروزى، به نشانه سبزى و جاودانگى بر سر سفره قرارگرفت. بعد از سقوط ساسانیان وقتى مردم ایران اسلام را پذیرفتند، سعى کردند سنتها و آیینهاى باستانى خود را نیز حفظ کنند.
در روزگار ساسانیان، قابهاى زیباى منقوش و گرانبها از جنس کائولین از چین به ایران وارد مى شد. یکى از کالاهاى مهم بازرگانى چین و ایران همین ظرفهایى بود که بعدها به نام کشورى که از آن آمده بودند "چینى" نامگذارى شد و به گویشى دیگر به شکل سینى و به صورت معرب "سینى" در ایران رواج یافتند.
اجزایی که بر روی سفره هفت سین قرار می گیرد عبارتند از: سیب، سرکه، سمنو، سماق، سیر، سنجد و سبزى (سبزه)
فلسفه هریک از خوراکیها
سمنو: نماد زایش و بارورى گیاهان است و از جوانه هاى تازه رسیده گندم تهیه مى شود.
سیب: نماد بارورى، زایش و سلامتی است.
سنجد: نماد عشق و دلباختگى است و از مقدمات اصلى تولد و زایندگى.
سبزه: نماد شادابى و سرسبزى و نشانگر زندگى بشر و پیوند او با طبیعت است.
سماق، سرکه و سیر: نماد چاشنى و محرک شادى و سلامتی در زندگى به شمار مى روند.
سکه: به نیت برکت و درآمد زیاد انتخاب و بر سفره هفت سین می نشیند .
اما غیر از این گیاهان و میوه هاى سفره نشین، خوان نوروزى اجزاى دیگرى هم داشته است، در این میان تخم مرغ نماد زایش و آفرینش است و نشانه اى از نطفه و نژاد.
آینه: نماد روشنایى است و حتماً باید در بالاى سفره جاى بگیرد.
آب: نشانه برکت و پاکی در زندگى است
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 19:53  توسط تیغ کاکتوس
|
پدر بزرگی داشتم که قاصدک اورا با خود برد و حال مادر بزرگی دارم که قاصدک منتظر اوست .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اسفند 1389ساعت 12:58  توسط تیغ کاکتوس
|
هيچ نمي گويم ، هيچ نمي خوانم ،هيچ نمي بينم ، جز سکوتم
سکوت لب هايم - قايم باشک بازي تپش قلبم
بستن چشم هايم
و
پرش ...
از بلنداي وجودم
+ نوشته شده در سه شنبه سوم اسفند 1389ساعت 22:22  توسط تیغ کاکتوس
|
گاهی وفقط گاهی و نگاهی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 0:23  توسط تیغ کاکتوس
|
من شب کریست مس با آدمای غریبه شام نمی خورم
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم دی 1389ساعت 23:33  توسط تیغ کاکتوس
|
تق تق .صداش تو همه جا می پیچه.
بچه دارکوب. بچه دارکوب حیاط خانه ی ما.
از بعد دیدن قاصدک . دیشب یه سنجاقک دیدم.
یه سنجاقک سفید. دلم برای قاصدکم تنک شده.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت 17:25  توسط تیغ کاکتوس
|
remember when it rained
Wash away the thoughts inside
That keep my mind away from you.
No more love and no more pride
And thoughts are all I have to do.
Ohhhhhh Remember when it rained.
Felt the ground and looked up high
And called your name.
Ohhhhhh Remember when it rained.
In the darkness I remain.
Tears of hope run down my skin.
Tears for you that will not dry.
They magnify the one within
And let the outside slowly die.
Ohhhhhh Remember when it rained.
I felt the ground and looked up high
And called your name.
Ohhhhhh Remember when it rained.
In the water I remain
Running down
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت 17:19  توسط تیغ کاکتوس
|
یه بعقی تو کلو دارم که نه بیرون می یاد نه می ره تو.
دوست داشتم کودکی بودم .
نمی خواستم بزرگ باشم. تو دنیای پیترپن .
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم آبان 1389ساعت 21:31  توسط تیغ کاکتوس
|
I'm alone
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389ساعت 11:1  توسط تیغ کاکتوس
|
بر خلاف اینکه همیشه یه مغازه همیشه شکلات شیرین داشت اما
این بار فقط شکلات تلخ داشت.
منم اون رو خریدم و با اون یه کیک پختم.
تلخ و شیرین.برابره.
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم شهریور 1389ساعت 20:37  توسط تیغ کاکتوس
|