تبليغاتX
فردای من

فردای من

روز نوشت های یک هفده ساله

ای یار تو را چه به این راه است........؟

شب دلشدگان شب بیداری است.

صبح دمان نجوای دل ..... سکوت ممواج افکارم را می شکند.

من .... ناشناسان ره گذر را می ربایم به هوای دم پر شور زمان زیستن.

زمانه ، زیستن ... به کجا روانه است؟

+نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت21:48توسط تیغ کاکتوس | |

شب به شکل بچه ها صبح به شکل آدم بزرگا باهامو قاییم می کنم تا کسی نفهمه من کجام...!

+نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت21:55توسط تیغ کاکتوس | |

1

ما اگر خانه ی خویش را سوخته ببینیم چه خواهیم کرد 

جز نجات بقیه و ترمیم بنا.

+نوشته شده در جمعه سی ام مرداد 1388ساعت14:34توسط تیغ کاکتوس | |

مداد رنگی های من خسته شده اند بس که تراشیده شدن.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت22:31توسط تیغ کاکتوس | |

تو راه این چشم خسته همیشه تو تازه بودی برای دل شکسته ُ تنهایی باز برام

دوست خوبیه تا اینکه بخوام زیر بارون با تو قدم بزنم.

 

+نوشته شده در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت18:22توسط تیغ کاکتوس | |

پول دست همه آدما می کرده و می چرخه تا آخرش به دست من و تو

می رسه که بازم ما همون آدماییم.

بعضی پول ها نو و بعضی کهنه اند. رو بعضی ها نوشته های آدما

رو بعضی هاش نه.

یه سری ها شو تو عید می گیریم یه سری ها شو تو بانک برنده می شیم

یه سری هاش پول تو جیبیته یه سری هم حقوق همون پول کارته.

یه سری ها شم که بهت نمی رسه.

بعضی از پول ها خوبه بعضی هاش نه .

یه پولی روز عید به صورت اتفاقی از یه مغازه دار گرفتم که لابه لای پولام بود

روش مهر یا علی بود.

رو یکیشم که امشم از سوپری بهم رسید نوشته بود.(می خواهم بمیرم

و سیاه پوشت کنم نه آن که بمانم و فراموش کنم)

آخر این همه بر خورد آدما و رفتنا و آمدنا و دیدنا و چرخیدنا یه چیز که همه می دونن

می مونه اما چه خوبه که خوب بری نه این که بد بری.

حالا می تونی این حرفا رو تو ذهنت تجسم کنی تا اینکه من هی توضیحشون بدم.

+نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت21:31توسط تیغ کاکتوس | |

فقط کافیه خودت رو باور کنی

امروز به یک باور رسیدم اینکه همی میتونن به اون چیزی که می خوان برسن.

+نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت23:27توسط تیغ کاکتوس | |

واییییی سلام

یه سلام کنده ماچ ماچ دوستای گلم.

انرژی دارم می خورمت وایی.

XaniaR واییییییی دیونه می شی اکه بشنوی

دیکه نزدیکه امتحانات دی می بینم که همه نیستن جیم شدن خر خونیشونو

به اثبات برسونن

واییی جاتون خالی رفته بودم تولد عشقم یه برفی امد که نگو وایی

ولی خدایی خیلی خوش گذشت .

وایی یه حرکت بامزه امروز سر یکی از کلاسامون استادمون کار منو گرفت

بالا سرش باهاش رقصید .؟!

خو دیکه کار دارم هم عیدتون مبارک هم شب یلدا

+نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت19:23توسط تیغ کاکتوس | |

              عید همگی مبارک

+نوشته شده در چهارشنبه دهم مهر 1387ساعت12:46توسط تیغ کاکتوس | |

همه آدم ها زیبایی رو دوست دارن

زندگی رو دوست دارن – خودشون رو دوست دارن

اما متوجه اون نیستن- متوجه درون خودشون نیستن

نمی دونن چی می خوان – نمی دونن گمشدشون کیه .

در صورتی که خودشون اون گمشدن.

چشم

چشم حرکتیه به جهان دیدن حقایق

درک زندگی

برای هر فردی جور دیکه ایه این چشم.

بعضی ها دارن و بعضی ها حسش می کنن.

چشم باز میشه بسته میشه.

غم و اشک و شادی و خنده رو نشون میده.

دروغ و واقعیت رو از هم تشخیص می ده.

دوستی و نفرت رو اشاره و.....

برق چشم

وقتی خودتو تو آینه نگاه میکنی اون برق چشمه

که تو رو متوجه خودت میکنه.

نوشته هایی که تو چشم اتفاقاتی رو که دیدی

چیز هایی که با حاشون زندگی کردی.

همه چی تو چشم و ذهن و قلب ما است.

ما آدما هم میتونیم پست باشیم هم میتونیم خوب باشیم.

با چشم هیچی از پرده پنهان نمی مونه.

 

+نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت16:24توسط تیغ کاکتوس | |